ما دو دوست بودیم
که در جنگل
یکدیگر را پیدا کردیم
لا به لای درختان بلوط
و قرار گذاشتیم
کارهای عجیب بکنیم
و قول دادیم
هیچ نترسیم
ما قرار گذاشتیم
راه های زیادی را بدویم،
بی آنکه از هم جلو بزنیم
ما قرار گذاشتیم
تا ته مرموز جنگل برویم،
و تمشک بچینیم
بی آنکه بترسیم
ما قرار گذاشتیم
توی آب سرد رودخانه بپریم
و شنا کنیم
ما قرارهای عجیب زیادی گذاشتیم
ما حتی قرار گذاشتیم
تا همیشه دوست بمانیم!
* برو جلو بوق نزن! ، فاطمه کاوندی